تبليغاتX
نوید و مصطفی

نوید و مصطفی

این راه را نهایت صورت کجا توان بست کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

تنها

 

او تنها کودکی نبود که در ان صحرا چشم به راه عطوفت فرشتگان بود

اما هر وقت ابرهای سرگردان از فراز صحرا میگذشتند چشم های صحرا

از ناله های شبانه ی او شکوه می کردند 

+ نوشته شده در  88/01/16ساعت 19:32  توسط نوید   | 

هفت سین

هفت سین من همان سین چین پارسال است

همان سین های روی خاک و خاشاک است

 همان سنگ و همان سرد و همان سر درد و سایه های شوم مرگ

همان سودای آه است وهمان سر بند

 و هفتم ساعت بی بند

 که شاید در میان سفره تان باشد کمی پر رنگ

 تفاوت هم نکرده جایگاه من

 همین جا من درون خواب سنگینم پریشانم

 و آن جایی که تو آیینه ات آن جاست

 به جز سنگینی کهنه چیزی نمی بینم

و در  این خواب قرآن نیست

صحیحی یا که توراتی و انجیلی پیدا نیست

شغالی گاهگاهی می رود اما

صدایی که شنیدم هیچ مفهوم قرآن نیست

ولی او جای قرآن می نشیند وای

دگر این سفره ام جای تماشا نیست

وهر دندان او خون تو را دارد

نه هر خونی به خواب راست بطلان نیست

تو قرآنی و آن هم نیزه های ابن سفیان است

و این مکر است جای هیچ هاشه نیست

                 نوید شایان لحظه ی تحویل سال ۸۸

تقدیم به تمام کسانی که عیدشان عزا شد

+ نوشته شده در  88/01/16ساعت 18:34  توسط نوید   | 

اشاره

من  ترا می خواهم

تو چه می خواهی

من ترا خواندم

تو چه می خوانی

هر که را می خوانی

لابدش بسیار می خواهی

من ترا خواندم

تو مرا دیدی

دست و پایم گم شد

رفتی و من ماندم  که چرا خندیدی

من سر بامم

 صد ستاره دورم

 قصه عشق ترا می خوانم

تو به یادم می آیی

 سر خط میمانم

با خودم می گویم

 تو همینجایی

آنکه می بافم

 روی دار قالی

در شبم می مانی

 در شب مهتابی

 راستی تو خود مهتابی

  پس چرا تارم

 بیم شب دارم

 شایدم حور

 نیمه شب باشی                

انکه می بافم

در درون ذهن

 گیسوانش را

تا که باد مجنون

نکندشان مجنون

هم چنان می خواهم

 تا به لب گیرم

لب شیرینش را

 من سر بامم

یاد تو یادم 

فکر تو فکرم

دست تودستم

 لب آبی تو من هستم

 و تو دریایی

 و به انگشت اشاره موج

 تو مرا می خوانی

 تو مرا می خواهی  

+ نوشته شده در  87/12/14ساعت 20:27  توسط نوید   | 

چه باید کرد؟

تو می گویی که می بایست "غمش از سینه ات در کرد. "

شبی را تا سحر شکوه  چگونه می شود سر کرد؟

غم تنها ایم را صبح و بازم روز را شب کرد.

شنید این قصه را مجنون تب کرد. آری

ترک ان همه رویای هرشب کرد.

شبی را تا سحر شکوه  چگونه می شود سر کرد؟

تو می گویی که" یک شب را

میتوان سر کرد."

شب دیگر چه باید کرد؟

نصیحت را شنید این دل

ولی از گوش دیگر زود در کرد.

چه باید کرد ؟

چه باید کرد ؟

علیرضا مرادقلی  10/11/87

 

 

+ نوشته شده در  87/11/19ساعت 18:24  توسط نوید   | 

من و ان یاد لبت دوش چه ها کردیم  

عمر امروز و غم یار سوا کردیم 

دودمان خود و ان عشق تو را

همچو دودی چه روان زود زها کردیم

ماندیم اندر دل  و از اینه ی اشک

زنگ ودود و غم ایام جدا کردیم

تو نگو یار من امروز کجایی

که لبت را همه دم دوش صدا کردیم

علیرضا مرادقلی

+ نوشته شده در  87/08/05ساعت 17:1  توسط نوید   | 

باز دلم0000

باز دلم ياد جمالش نمود
آرزوي قرب و وصالش نمود
ياد لب لعل شكرريز كرد
شكوه از آن نرگس خونريز كرد
وصل رخش زنده كن د جان ما
هم ببرد كفر و هم ايمان ما
پرده گشا گر كه حبيبت شوم
عشرت كون نصيبت شوم
غير نباشد نظر هيچكس
چشم دلت سوي حبيب است و بس
چون كه نيابي ز خوديت اثر
ديده به جز روش نبيند دگر
كفر وجودت همه ايمان شود
هر دو جهان مظهر جانان شود
نيست در اين دار به جز او دگر
دادگر و دادرسي در نظر
چاره كار دل بيچاره كن
رحم به حال من آواره كن

از طرف سادغ خصروی

+ نوشته شده در  87/08/05ساعت 16:48  توسط نوید   | 

دیوونه بازی با صدای محسن یاحقی

[ به خدا به خاطر دلتنگی من واسه مصطفی گوشش بدید ]

من با خنده های تو دیوونه بازی می کنم
تو بگو دوست دارم من تو رو راضی می کنم
من می خوام قد یه دنیا منو دوست داشته باشی
چون می میرم اگه تو یه روز ازم جدا بشی


من می تونم موهاتو شونه کنم با گریه هام
تو فقط بگو دوسم داری همین بسه برام
من می تونم لالایی بگم برات از راه دور
بشمرم ستاره هاتو از یکی تا صد کرور


تو بگی دوست دارم دیوونه بازی می کنم
بگو آره عسلم من تو رو راضی می کنم
تو بگی دوست دارم دیوونه بازی می کنم
بگو آره عسلم من تو رو راضی می کنم

شاید این خیلی زیاده که دوسم داشته باشی
می تونی بزاری گریم بگیره رها بشی
شاید این خیلی زیاده که دوسم داشته باشی
می تونی بزاری گریم بگیره رها بشی
من می خوام با اسب بالدار قشنگه قصه ها
دو تایی با هم بریم از سرزمین آدما
پس بگو دوسم داری تا من بیام از راه دور

 

دور بشیم از آدما هزار هزار کرور کرور

تو بگی دوست دارم دیوونه بازی می کنم
بگو آره عسلم من تو رو راضی می کنم
تو بگی دوست دارم دیوونه بازی می کنم
بگو آره عسلم من تو رو راضی می کنم.....
+ نوشته شده در  87/07/12ساعت 21:35  توسط نوید   | 

گل يخ

واقعا گوش دادن به این آهنگ حال میده سوز دل عجیبی به آدم میده

غم میون دو تا چشمون قشنگت لونه کرده
شب تو موهای سیاهت خونه کرده
دو تا چشمون سیاهت مثل شبهای منه
سیاهی های دو چشمت مثل غمهای منه
وقتی بغض از مژه هام پایین میاد بارون میشه
سیل غم آبادیمو ویرونی کرده
وقتی با من میمونی تنهاییمو باد میبره
دو تا چشمام بارون شبونه کرده
بهار از دستای من پر زد و رفت
گل یخ توی دلم جوونه کرده
تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش میگیرم
ای شکوفه توی این زمونه کرده
چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه

 

گل یخ توی دلم جوونه کرده
چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه

 

گل یخ توی دلم جوونه کرده

[ نظر یادتون نره عزیزان من ]

+ نوشته شده در  87/07/11ساعت 22:35  توسط نوید   | 

اهنگ "ای از عشق پاک من همیشه مست"

  اول گوش کنید آنلاین در ایران ترانه

ای از عشق پاک من همیشه مست ،

 

من تو را آسان نیاوردم به دست
من تو را آسان نیاوردم به دست

بارها این کودک احساس من ،
زیرِ باران های اشک من نشست
من تو را آسان نیاوردم به دست

در دل آتش نشستن کار آسانی نبود
راه را بر اشک بستن ، کار آسانی نبود
با غروری هم قد و بالای بامِ آسمان ،
بارها در خود شکستن کار آسانی نبود

بارها این دل به جرم عاشقی ،
زیرِ سنگینی بارِ غم شکست
من تو را آسان نیاوردم به دست

در به دست آوردنت بردباری ها شده
بی قراری ها شده ، شب زنده داری هاشده
در به دست آوردنت پایداری ها شده
با ظلم و جور روزگار ، سازگاری ها شده

ای از عشق پاک من همیشه مست ،
من تو را آسان نیاوردم به دست
من تو را آسان نیاوردم به دست

بارها این کودک احساس من ،
زیرِ باران های اشک من نشست
من تو را آسان نیاوردم به دست

+ نوشته شده در  87/07/11ساعت 22:22  توسط نوید   | 

شاید

منم که شاید یه روزی تنها بمونم از تو
منم که شاید اگه دنیای ما بسوزه از تو
منم که عمری واسه قلبی که شکسسته میخونم

 

اگر شکستی واسه اونی که سالها به پاش نشستی
واسه اونکه دنیاتو به پاش گذاشتی
فکرنمیکردی یه روز به پاش میباختی


حالا من خودم اسیرم دارم اره من تنها میمیرم
کسی نیست برام بخونه توی تنهایی ام بمونه
دل من تنها نشسته واسه قلبی که شکسته
که داره اواز میخونه تا نگن نا مهربونه

منم که شاید یه روزی تنها بمونم از تو
منم که شاید اگه دنیای ما بسوزه از تو
منم که عمری واسه قلبی که شکسسته میخونم

 

اگر شکستی واسه اونی که سالها به پاش نشستی
واسه اونکه دنیاتو به پاش گذاشتی
فکرنمیکردی یه روز به پاش میباختی

 [ خب اهنگشام می تونید گوش کنید ]

+ نوشته شده در  87/07/11ساعت 22:9  توسط نوید   |